مقدمه
نهج البلاغه ، کتابی گران سنگ ، ارزشمند و نورانی است که در بردارنده قطره ای از دریای معاف علوی است که سالها بلکه قرنهاست همچون خالق کلمات و معارفش گرد و غبار مظلومیت و مهجوریت بر چهره اش نشسته و گنجینه معارف حیات بخشش را آنچنان که باید و شاید ، نشناخته و بکار نبسته اندکه اگر چنین می شد کلمات نورانیش مرهمی می شد بر دردها و الام بی حد و حصر بشریت در دنیای مدرن.[1]
در این مقاله سعی شده است اوصاف جهنمیان در نهج البلاغه مورد بررسی قرار گیرد. البته امام علی علیه السلام دربعضی از خطبه یا کلام های خویش اشاره مستقیم به این مطلب نداشتند بلکه با بیان مسائلی به شیوه غیرمستقیم به شرح و توضیح افرادی می پردازد که عاقبتی جز جهنم برای آنها نمی توان در نظرگرفت.
طبیعی است که برای توصیف جهنمیان در ابتدا باید زندگیشان در این دنیا مورد کنکاش قرار گیرد. زیرا سرنوشت ما در آخرت با نیات ، گفتار و اعمال ما در این دنیا رقم می خورد. در واقع قسمت مهم و اصلی، بررسی اعمال دنیوی جهنمیان است که مراحل دیگری همچون سختی احتضار، عذاب در قبر، دوزخ و جاودانگی در جهنم را سبب می شود.
حضرت علی علیه السلام دربعضی از خطبه های سیاسی ، اقتصادی و یا توحیدی خویش اشاره هایی به مطالب بالا دارند که با تفکر در آنها می توان شیوه بهشتی زیستن را آموخت و اینکه ما با همین اعمال و در همین دنیا در بهشت یا جهنم خود به سر می بریم. در بعضی خطبه ها حضرت این موضوع را بیان می دارند که دنیا نیز با آنان سر ناسازگاری را می گذارد و آن آرامش و خوشبختی که همه انسانها به نوعی به دنبالش هستند را از آنها دریغ می دارد.
در واقع می توان گفت اوصاف جهنمیان مرور اعمال گذشتگان ، بررسی کردار مردمان امروز و دستوالعملی برای آیندگان است.
الف - جهنمیان چگونه جهنمی شدند؟
1. غرور-تکبر- سرپیچی از خدا و رسول و در نهایت گمراهی
- خطبه 111 وَ اتَّعِظُوا فِيهَا بِالَّذِينَ قَالُوا- مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً- حُمِلُوا إِلَى قُبُورِهِم
اينك از آنانى پند گيريد كه گفتند: در دنيا چه كسى ازما نيرومندتر است ؟
- حَتَّى إِذَا قَامَ اعْتِدَالُهُ وَ اسْتَوَى مثَالُهُ- نَفَرَ مُسْتَكْبِراً وَ خَبَطَ سَادِراً
ولى همين كه آن نطفه به حد كمال رسيد و قامتش معتدل و اندامش موزون شد، از پرستش خداوند و اطاعت رسول به تكبّر سرپيچى كرد و قدم در جادّه گمراهى نهاد .
- خطبه 133 وَ دَعَاهُمْ رَبُّهُمْ فَنَفَرُوا وَ وَلَّوْا- خداوند آنها را دعوت كرد امّا آنان پشت كرده و از آن رميدند
2. آگاه شدن از راه هدایت و انتخاب مسیر جهنم
- خطبه 133 وَ رُفِعَ لَهُمْ عَلَمُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ- فَصَرَفُوا عَنِ الْجَنَّةِ وُجُوهَهُمْ- پرچم بهشت و دوزخ براى آنان
افراشته شده ليكن آنان از بهشت رخ برتافته،
- وَ أَقْبَلُوا إِلَى النَّارِ بِأَعْمَالِهِمْ- و با كردار ناشايست خود به آتش رو آورده اند،
3.دنیا زدگی
- خطبه 83 مَاتِحاً فِي غَرْبِ هَوَاهُ- و با دلو بزرگ هوا از چاه عميق هوس آب كشنده شد
- کَادِحاً سَعْياً لِدُنْيَاهُ فِي لَذَّاتِ طَرَبِهِ وَ بَدَوَاتِ أَرَبِهِ- و تمام كوشش خود را براى به دست آوردن لذّات و خوشيهاى دنيا
به كار بست، و به دنبال انديشه هاى باطل رفت،
- خطبه88 تَعَبَّدُوا لِلدُّنْيَا أَيَّ تَعَبُّدٍ- وَ آثَرُوهَا أَيَّ إِيْثَارٍ دنيا را پرستش كردند چه پرستشى، و آن را برگزيدند چه برگزيدنى
- فَقَدْ رَأَيْتُمْ تَنَكُّرَهَا لِمَنْ دَانَ لَهَا- وَ آثَرَهَا وَ أَخْلَدَ إِلَيْهَا- حِينَ ظَعَنُوا عَنْهَا لِفِرَاقِ الْأَبَدِ-
كسانى كه به خاطر آن، خويش را پست كردند و آن را برگزيدند، و به آن دلگرم شدند،
- خطبه 17 بَكَّرَ فَاسْتَكْثَرَ مِنْ جَمْعٍ مَا قَلَّ مِنْهُ خَيْرٌ مِمَّا كَثُرَ- هر صبح براى فراوانى مال دنيا كه كمترش براى او بهتر است تلاش مى كند
- حَتَّى إِذَا ارْتَوَى مِنْ آجِنٍ وَ اكْتَنَزَ مِنْ غَيْرِ طَائِلٍ- تا اين حدّ كه در اخلاق فاسد غوطه ور مى شود و چيزهاى
بى فايده را جمع آورى و انبار مى كند.
- خطبه 133 مَا بَالُكُمْ تَفْرَحُونَ بِالْيَسِيرِ مِنَ الدُّنْيَا تُدْرِكُونَهُ- شما را چه شده است به اندكى از دنيا كه دست مى يابيد شادمان مى شويد
- وَ لَا يَحْزُنُكُمُ الْكَثِيرُ مِنَ الْآخِرَةِ تُحْرَمُونَهُ- ، ليكن محروميّتهاى بسيار آخرت شما را اندوهگين نمى كند،
- وَ يُقْلِقُكُمُ الْيَسِيرُ مِنَ الدُّنْيَا يَفُوتُكُمْ- حَتَّى يَتَبَيَّنَ ذَلِكَ فِي وُجُوهِكُمْ- از دست رفتن كمى از دنيايى كه در اختيار داريد چنان شما را ناآرام و نگران مى كند، كه آثار آن در رخسارتان پديدار مى شود
- وَ قِلَّةِ صَبْرِكُمْ عَمَّا زُوِيَ مِنْهَا عَنْكُمْ- كَأَنَّهَا دَارُ مُقَامِكُمْ وَ كَأَنَّ مَتَاعَهَا بَاقٍ عَلَيْكُمْ- و كم صبرى شما را بر آنچه از دست داده ايد آشكار مى كند، گويا دنيا سراى جاودانى شماست، و متاع آن براى شما ماندنى و هميشگى است،
- خطبه 144 آثَرُوا عَاجِلًا وَ أَخَّرُوا آجِلًا- وَ تَرَكُوا صَافِياً وَ شَرِبُوا آجِناً- دنيا را برگزيدند و آخرت را پشت سر انداختند، زلال و گوارا را رها كردند و گنديده و آلوده را آشاميدند.
- ازْدَحَمُوا عَلَى الْحُطَامِ وَ تَشَاحُّوا عَلَى الْحَرَامِ- فرومايگان بر سر مال پست دنيا ازدحام كرده و براى حرام آن به نزاع برخاسته اند،
4. کسب رذائل اخلاقی یا انقلاب علی الاعقاب
- خطبه 133 قَدِ اصْطَلَحْتُمْ عَلَى الْغِلِّ فِيمَا بَيْنَكُمْ- شما در كينه ورزى و دغلكارى ميان خودتان همداستان شده ايد،
- وَ نَبَتَ الْمَرْعَى عَلَى دِمَنِكُمْ- و اين همدستى و اتّفاق شما مانند گياهى است كه بر سرگين حقد و حسد روييده باشد،
- وَ تَصَافَيْتُمْ عَلَى حُبِّ الْآمَالِ- شما در دلبستگى به آرزوهاى دور و دراز با يكديگر به دوستى،
- وَ تَعَادَيْتُمْ فِي كَسْبِ الْأَمْوَالِ- و در به دست آوردن مال و منال با همديگر به دشمنى پرداخته ايد،
- خطبه وَ إِنَّمَا أَنْتُمْ إِخْوَانٌ عَلَى دِينِ اللَّهِ- مَا فَرَّقَ بَيْنَكُمْ إِلَّا خُبْثُ السَّرَائِرِ- وَ سُوءُ الضَّمَائِرِ- جز اين نيست كه شما همه ازنظر دين خدا برادرانيد، و جز بد سرشتى و بد انديشى چيزى ميان شما جدايى نيفكنده است،
- فَلَا تَوَازَرُونَ وَ لَا تَنَاصَحُونَ- از اين رو به يكديگر كمك و نصیحت نمى كنيد،
- وَ لَا تَبَاذَلُونَ وَ لَا تَوَادُّونَ- و به همديگر دوستى و بخشش نداريد،
- خطبه 147 وَ سَمَّوْا صِدْقَهُمْ عَلَى اللَّهِ فِرْيَةً و گفتار راست آنها را دروغ بر خدا ناميدند،
- وَ جَعَلُوا فِي الْحَسَنَةِ عُقُوبَةَ السَّيِّئَةِ- و بدى را كيفر نيكى قرار دادند.
5. فریفته شیطان و پیروی از آن
- خطبه 133- لَقَدِ اسْتَهَامَ بِكُمُ الْخَبِيثُ وَ تَاهَ بِكُمُ الْغُرُورُ- بى شكّ شيطان پليد شما را شيفته و دلباخته كرده، و غرور و فريب، شما را گمراه و سرگردان ساخته است،
- وَ دَعَاهُمُ الشَّيْطَانُ فَاسْتَجَابُوا وَ أَقْبَلُوا و شيطان آنها را فرا خواند پذيرفتند و به آن گرويدند.»
6. معیار و الگو قرار دادن شیطان خطبه 7
- اتَّخَذُوا الشَّيْطَانَ لِأَمْرِهِمْ مِلَاكاً- «شيطان را براى خود الگو قرار دادند
7. شریک شدن و نفوذ شیطان در تمام اعمال و گفتارشان خطبه 7
- وَ اتَّخَذَهُمْ لَهُ أَشْرَاكاً- فَبَاضَ وَ فَرَّخَ فِي صُدُورِهِمْ و شيطان آنها را شريك خود قرار داد و در سينه آنها جا و
مكان گرفت-
- وَ دَبَّ وَ دَرَجَ فِي حُجُورِهِمْ- فَنَظَرَ بِأَعْيُنِهِمْ وَ نَطَقَ بِأَلْسِنَتِهِمْ- و با ملايمت با آنها آميزش كرد و با چشم آنها نگريست و با زبان آنها صحبت كرد
- فَرَكِبَ بِهِمُ الزَّلَلَ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الْخَطَلَ- و به وسيله آنها بر لغزشها مسلّط و سوار شد و زشت ترين خطاها را در نظر آنها زيبا جلوه داد.
- فعْلَ مَنْ قَدْ شَرِكَهُ الشَّيْطَانُ فِي سُلْطَانِهِ- وَ نَطَقَ بِالْبَاطِلِ عَلَى لِسَانِهِ
فعل آنها مانند فعل كسى است كه شيطان در قدرت او شريك شده باشد و با زبان او باطل را بر زبان آورد».
8. فراموشی یاد مرگ
- خطبه113 قَدْ غَابَ عَنْ قُلُوبِكُمْ ذِكْرُ الْآجَالِ- ياد مرگ از دلهايتان رخت بر بسته،
- وَ تَغَيُّبِ آجَالِهِمْ- وبه سبب دور پنداشتن مرگ هلاك شدند،
9 . داشتن آرزوهای دراز
- خطبه 113 وَ حَضَرَتْكُمْ كَوَاذِبُ الْآمَالِ- و آرزوهاى دور و دراز در دلهايتان جا گرفته،
- خطبه 147 وَ إِنَّمَا هَلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ بِطُولِ آمَالِهِمْ بى شكّ آنانى كه پيش از شما بودند به سبب آرزوهاى دراز هلاک شدند
10. ترس از نهی از منکر
- خطبه 133 وَ مَا يَمْنَعُ أَحَدَكُمْ أَنْ يَسْتَقْبِلَ أَخَاهُ بِمَا يَخَافُ مِنْ عَيْبِهِ- إِلَّا مَخَافَةُ أَنْ يَسْتَقْبِلَهُ بِمِثْلِهِ- آنچه شما را
باز مى دارد عيب برادر خود را به او گوشزد كنيد، بيم شما از اين است كه او نيز همين كار را انجام دهد.
- قَدْ تَصَافَيْتُمْ عَلَى رَفْضِ الْآجِلِ وَ حُبِّ الْعَاجِلِ- ، به راستى براى ترك آخرت و دوستى دنيا با يكديگر متفق و همداستان شده ايد،
12. به بازی گرفتن دین به تصور دینداری
- وَ صَارَ دِينُ أَحَدِكُمْ لُعْقَةً عَلَى لِسَانِهِ- و دين هر يك از شما لقلقه زبان او شده،
- صَنِيعَ مَنْ قَدْ فَرَغَ مِنْ عَمَلِهِ وَ أَحْرَزَ رِضَى سَيِّدِهِ - چنان كه گويى وظايفش را به تمامى انجام داده، و
خشنودى آقاى خود را به دست آورده است.»
13. سپری کردن عمر در گناه و خطا و کوتاهی در اطاعت خداوند
- خطبه 83 ثُمَّ لَا يَحْتَسِبُ رَزِيَّةً وَ لَا يَخْشَعُ تَقِيَّةً- (در صورتى كه) هرگز گمان مصيبت و پيشامد ناگوارى را براى خود نمى داد و از ارتكاب هيچ گناهى بيم نداشت
- فَمَاتَ فِي فِتْنَتِهِ غَرِيراً وَ عَاشَ فِي هَفْوَتِهِ يَسِيراً- كه ناگاه، در عين غرور و غفلت چشم از دنيا فرو بست عمر كوتاه و غرورآميز را در خطا و لغزش سپرى كرد،
- لَمْ يُفِدْ عِوَضاً وَ لَمْ يَقْضِ مُفْتَرَضاً- نعمتهاى الهى را سپاسگزارى نكرد و واجبات خداوند را انجام نداد
- خطبه 16 ..وَ مُقَصِّرٌ فِي النَّارِ هَوَى... و دسته اى ديگر در وظايف الهى كوتاهى دارند و بالاخره به جهنم در خواهند افتاد.
- خطبه 144 أَيْنَ الْقُلُوبُ الَّتِي وُهِبَتْ لِلَّهِ وَ عُوقِدَتْ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ- و كجايند دلهايى كه خود را به خداوند تسليم داشته و بر طاعت او پيمان بسته اند
14. ترک نماز خطبه 199
- أَ لَا تَسْمَعُونَ إِلَى جَوَابِ أَهْلِ النَّارِ حِينَ سُئِلُوا- ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ- قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ-
آيا پاسخ دوزخيان را به هنگامى كه از آنها پرسش شد: «چه چيز شما را به دوزخ در آورد» نمى شنويد كه گفتند: «از نماز گزاران نبوديم»
15. کجروی و اختلاف در دین و پیروی نکردن از پیامبر و وصی پیامبر خطبه 88
- فَيَا عَجَباً وَ مَا لِيَ لَا أَعْجَبُ مِنْ خَطَإِ هَذِهِ الْفِرَقِ- عَلَى اخْتِلَافِ حُجَجِهَا فِي دِينِهَا-
وه كه چقدر در شگفتم و چرا در شگفت نباشم، از كجرويهاى اين گروههاى گوناگون و از اختلافاتى كه در دين دارند
(با وجودى كه دين و كتابشان يكى است)
- لَا يَقْتَصُّونَ أَثَرَ نَبِيٍّ وَ لَا يَقْتَدُونَ بِعَمَلِ وَصِيٍّ- براهى كه پيامبر رفت نمى روند و از كردار وصىّ پيامبر پيروى نمى كنند
16. مخالفت و سرپیچی از فرمان امام (ع) خطبه2
- زَرَعُوا الْفُجُورَ وَ سَقَوْهُ الْغُرُورَ وَ حَصَدُوا الثُّبُورَ- «مخالفان ما فساد و تباهكارى و نافرمانى را در دلها كاشتند و از آب غرور و فريب آن سيراب ساختند و (نتيجه) آن را كه هلاكت بود چيدند
17. مخالفت با حق و نادیده گرفتن آن خطبه 16
- .هَلَكَ مَنِ ادَّعَى وَ خابَ مَنِ افْتَرى- مَنْ أَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَكَ عِنْدَ جَهَلَةِ النَّاسِ...
هر كس به ناحق ادّعا كند هلاكت مى شود، هر كس بر حق افترا ببندد زيان مى بيند و به مطلوب نمى رسد، و هركس حقّ را اظهار كند هلاك مى شود.
18. به دلیل نافرمانی، خداوند او را رها می کند. خطبه 17
- إنَّ أَبْغَضَ الْخَلَائِقِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى رَجُلَانِ- رَجُلٌ وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَى نَفْسِهِ- فَهُوَ جَائِرٌ عَنْ قَصْدِ السَّبِيلِ-
«دو كس بيشتر از همه مردم مورد غضب خداوندند: اوّل كسى كه (به دليل نافرمانى) خداوند او را به خودش واگذاشته، و او از راه راست منحرف مى شود
19. به دین و احکام الهی پشت پا زده و به عقاید باطل خود عمل می کنند
- و لَا يُؤْمِنُونَ بِغَيْبٍ وَ لَا يَعِفُّونَ عَنْ عَيْبٍ- خطبه 88 نه بغيب و قيامت ايمان مى آورند، و نه از عيب جويى باز مى ايستند - يَعْمَلُونَ فِي الشُّبُهَاتِ وَ يَسِيرُونَ فِي الشَّهَوَاتِ- . به شبهه ها عمل كرده، در راه خواهشهاى نفسانى گام مى نهند، (مطابق عقيده باطل خود، رفتار مى كنند)
- الْمَعْرُوفُ فِيهِمْ مَا عَرَفُوا وَ الْمُنْكَرُ عِنْدَهُمْ مَا أَنْكَرُوا- خوب، چيزى است كه آنها خوب بدانند، و بد آن است كه آنها بد بدانند،
- مَفْزَعُهُمْ فِي الْمُعْضِلَاتِ إِلَى أَنْفُسِهِمْ- وَ تَعْوِيلُهُمْ فِي الْمُهِمَّاتِ عَلَى آرَائِهِمْ- در حلّ مشكلات به خود پناه مى برند و در امور مبهم و پيچيده به رأى نادرست خود عمل مى كنند،
- كَأَنَّ كُلَّ امْرِئٍ مِنْهُمْ إِمَامُ نَفْسِهِ- چنين به نظر مى رسد كه هر كدام از آنها (در امر دين) امام پيشواى خود مى باشد
- قَدْ أَخَذَ مِنْهَا فِيمَا يَرَى بِعُرًى ثِقَاتٍ وَ أَسْبَابٍ مُحْكَمَاتٍ كه با خيال خام و انديشه ناسالم خويش، بندهاى استوار و دلايل محكم از پيش ساخته ذهنى درست كرده، و به آنها چنگ زده اند
20. ایجاد بدعت- فتنه -گمراهی و نادانی در میان مردم خطبه 17
- مَشْغُوفٌ بِكَلَامِ بِدْعَةٍ وَ دُعَاءِ ضَلَالَةٍ- و به سخنان بدعت آميز و دعوت مردم به گمراهى دل مى سپارد،
- فَهُوَ فِتْنَةٌ لِمَنِ افْتَتَنَ بِهِ ضَالٌّ عَنْ هَدْيِ مَنْ كَانَ قَبْلَهُ- چنين شخصى براى هر كس كه به او توجه كند فتنه است.
از هدايت اشخاصى كه قبل از او هدايت شده اند منحرف است،
- مُضِلٌّ لِمَنِ اقْتَدَى بِهِ فِي حَيَاتِهِ وَ بَعْدَ وَفَاتِهِ- كسانى را كه از او در زمان حيات و يا مرگش پيروى كنند گمراه مى كند،
- حَمَّالٌ خَطَايَا غَيْرِهِ رَهْنٌ بِخَطِيئَتِهِ خطاى ديگران را به دوش مى كشد و خود در گرو اعمال خويش مى باشد.
- وَ رَجُلٌ قَمَشَ جَهْلًا مُوضِعٌ فِي جُهَّالِ الْأُمَّةِ- دوّم كسى كه نادانيها را فراهم آورده و مردم نادان را گمراه مى كند
21. گرفتار فتنه- گمراهی و جهالت است خطبه 17
- عَادٍ فِي أَغْبَاشِ الْفِتْنَةِ عَمٍ بِمَا فِي عَقْدِ الْهُدْنَةِ- و بسرعت در تاريكيهاى فتنه فرو مى رود و دريافتن راه خير و اصلاح
نابيناست، قَدْ سَمَّاهُ أَشْبَاهُ النَّاسِ عَالِماً وَ لَيْسَ بِهِ- با اين كه دانا نيست نادانان او را دانشمند مى نامند.
22. تعقل نکردن و خروج از مسیر هدایت
- خطبه 144 أَيْنَ الْعُقُولُ الْمُسْتَصْبِحَةُ بِمَصَابِيحِ الْهُدَى-كجايند خردهايى كه از انوار هدايت روشنى گرفته اند،
23. بی تقوایی
- خطبه 144 وَ الْأَبْصَارُ اللَّامِحَةُ إِلَى مَنَارِ التَّقْوَى- و چشمهايى كه به نشانه هاى پرهيزگارى نظر دوخته اند،
24. وحدت داشتن در تفرقه از دین
- خطبه 147 فَاجْتَمَعَ الْقَوْمُ عَلَى الْفُرْقَةِ- مردم آن روزگار بر تفرقه و پراكندگى از دين اتّفاق كرده،
25. اختلاف داشتن در وحدت
- خطبه 147 وَ افْتَرَقُوا عَنِ الْجَمَاعَةِ و در اتّحاد و يگانگى اختلاف دارند
26. نادیده گرفتن جایگاه قرآن به عنوان امام و فقط اهمیت دادن به خط قرآن
- خطبه 147 كَأَنَّهُمْ أَئِمَّةُ الْكِتَابِ- وَ لَيْسَ الْكِتَابُ إِمَامَهُمْ- فَلَمْ يَبْقَ عِنْدَهُمْ مِنْهُ إِلَّا اسْمُهُ- وَ لَا يَعْرِفُونَ إِلَّا
خَطَّهُ وَ زَبْرَهُ- چنين مى نمايد كه آنان كتاب خدا را امام و پيشوايند و كتاب خدا امام و پيشواى آنها نيست، لذا در نزد اين مردم از قرآن جز نامى باقى نمى ماند و از آن جز خطّ و نوشته اش چيزى نمى شناسند
27. شکنجه دادن صالحان
- خطبه 147 وَ مِنْ قَبْلُ مَا مَثَّلُوا بِالصَّالِحِينَ كُلَّ مُثْلَةٍ- آنها از دير زمان نيكوكاران را به انواع شكنجه ها دچار ساختند،
28. بی توشه از این دنیا کوچ کردن خطبه111
- ثُمَّ ظَعَنُوا عَنْهَا بِغَيْرِ زَادٍ مُبَلِّغٍ- وَ لَا ظَهْرٍ قَاطِع.
سپس از آن كوچ كردند، بى آن كه توشه اى از آن بردارند كه آنان را به منزل برساند، و يا مركبى داشته باشند كه راه را بدان بسپرند..
ب - عکس العمل دنیا با جهنمیان خطبه 111
1. دنیا هیچ کمکی به آنها در هیچ زمینه ای نکرده
- فَهَلْ بَلَغَكُمْ أَنَّ الدُّنْيَا سَخَتْ لَهُمْ نَفْساً بِفِدْيَةٍ- أَوْ أَعَانَتْهُمْ بِمَعُونَةٍ- أَوْ أَحْسَنَتْ لَهُمْ صُحْبَةً-
آيا به شما خبر رسيده كه دنيا در برابر اين زيانها به آنها غرامت و فديه داده، و يا كمكى به آنها كرده، و يا براى آنها همنشين خوبى شده است،
2. دنیا بر ضد آنها عمل کرد چه در اول و چه در اخر حیاتشان
- خطبه 111 خبَلْ أَرْهَقَتْهُمْ بِالْقَوَادِحِ- بلكه بر عكس، آنها را در زير فشار حوادث قرار داده
- وَ أَوْهَقَتْهُمْ بِالْقَوَارِعِ- وَ ضَعْضَعَتْهُمْ بِالنَّوَائِبِ- و بينى آنها را به خاك ماليده، و در زير سمّ مركب حوادث لگد كوبشان كرده،
- وَ عَفَّرَتْهُمْ لِلْمَنَاخِرِ وَ وَطِئَتْهُمْ بِالْمَنَاسِمِ- و با مصيبتهاى سخت خوارشان ساخته، و گردش روزگار را بر ضدّ آنها بر انگيخته است ... چگونه رخ درهم كشيد، و با آنان بيگانه شد،
- وَ أَعَانَتْ عَلَيْهِمْ رَيْبَ الْمَنُونِ- تا آن گاه كه براى هميشه از آن كوچ كردند،
- وَ هَلْ زَوَّدَتْهُمْ إِلَّا السَّغَبَ- آيا جز گرسنگى به آنها توشه اى،
- أَوْ أَحَلَّتْهُمْ إِلَّا الضَّنْكَ- و جز فشار و تنگى به آنها منزلگهى داده،
- أَوْ نَوَّرَتْ لَهُمْ إِلَّا الظُّلْمَةَ- و جز تاريكى، چراغى براى آنها افروخته،
-أَوْ أَعْقَبَتْهُمْ إِلَّا النَّدَامَةَ- و جز پشيمانى چيزى براى آنها فراهم كرده است.
- خطبه 133 فَصَارَتِ الدُّنْيَا أَمْلَكَ بِكُمْ مِنَ الْآخِرَةِ- و دنيا بيش از آخرت بر شما چيره گشته،
- وَ الْعَاجِلَةُ أَذْهَبَ بِكُمْ مِنَ الْآجِلَةِ- و دنياى زودگذر شما را از ياد جهان واپسين بيرون برده است.
ج- جهنمیان در هنگام احتضار (لحظه مرگ)
خطبه 83 دَهِمَتْهُ فَجَعَاتُ الْمَنِيَّةِ فِي غُبَّرِ جِمَاحِهِ وَ سَنَنِ مِرَاحِهِ فَظَلَّ سَادِراً و بَاتَ سَاهِراً فِي غَمَرَاتِ الْآلَامِ وَ طَوَارِقِ الْأَوْجَاعِ وَ الْأَسْقَامِ بَيْنَ أَخٍ شَقِيقٍ وَ وَالِدٍ شَفِيقٍ وَ دَاعِيَةٍ بِالْوَيْلِ جَزَعاً وَ لَادِمَةٍ لِلصَّدْرِ قَلَقاً- وَ الْمَرْءُ فِي سَكْرَةٍ مُلْهِثَةٍ وَ غَمْرَةٍ كَارِثَةٍ- وَ أَنَّةٍ مُوجِعَةٍ وَ جَذْبَةٍ مُكْرِبَةٍ وَ سَوْقَةٍ مُتْعِبَةٍ ثُمَّ أُدْرِجَ فِي أَكْفَانِهِ مُبْلِساً وَ جُذِبَ مُنْقَاداً سَلِساً- ثُمَّ أُلْقِيَ عَلَى الْأَعْوَادِ رَجِيعَ وَصَبٍ وَ نِضْوَ سَقَمٍ- تَحْمِلُهُ حَفَدَةُ الْوِلْدَانِ وَ حَشَدَةُ الْإِخْوَانِ إِلَى دَارِ غُرْبَتِهِ- وَ مُنْقَطَعِ زَوْرَتِهِ وَ مُفْرَدِ وَحْشَتِهِ
1. بى خبر مرگ گريبانش را گرفت
2. در حالى كه ميل به پذيرفتن حق نداشت و آماده رفتن به راه آخرت نبود.
3. از پيش آمدن چنين حالتى حيران و مبهوت مى شود،
4. و در گردابهاى درد و اندوه بيمارى، ميان برادران و پدر و مادر مهربان گرفتار مى آيد
5. اطرافيان از غم او بر سر و سينه مى زنند، جزع و زارى مى كنند،، امّا اين آه و ناله ها به حال او تأثيرى ندارد.
6. بيهوشى مرگ او را بخود مشغول داشته،
7. در شدّت و سختى و اندوه بسيار و رنج و الم بى شمار جان مى دهد.
8. سپس او را (غسل داده و حنوط كرده) در كفنهايش مى پيچند و بى آنكه اختيارى داشته باشد اين سو آن سو حركتش مى دهند و با خفّت و رنجورى حال و لاغرى جسم كه بر اثر بيمارى بدان وضع در آمده است در ميان تخته هاى تابوتش مى گذارند
9. . آن گاه فرزندان و برادران دينى كه به يارى آمده اند، براى خاك سپارى او را به سوى ديار غربت و گورستانى دور كه پس از آن ديدار كننده اى نخواهد داشت حمل مى كنند.
- خطبه 147 حَتَّى نَزَلَ بِهِمُ الْمَوْعُودُ الَّذِي تُرَدُّ عَنْهُ الْمَعْذِرَةُ- تا آن گاه كه مرگشان فرا رسيد، مرگى كه عذرها را ردّ مى كند
- وَ تُرْفَعُ عَنْهُ التَّوْبَةُ و با آن درهاى توبه بسته مى شود
د- جهنمیان در قبر
خطبه 111 حمِلُوا إِلَى قُبُورِهِمْ- فَلَا يُدْعَوْنَ رُكْبَاناً- وَ أُنْزِلُوا الْأَجْدَاثَ فَلَا يُدْعَوْنَ ضِيفَاناً- وَ جُعِلَ لَهُمْ مِنَالصَّفِيحِ أَجْنَانٌ- وَ مِنَ التُّرَابِ أَكْفَانٌ وَ مِنَ الرُّفَاتِ جِيرَانٌ- فَهُمْ جِيرَةٌ لَا يُجِيبُونَ دَاعِياً- وَ لَا يَمْنَعُونَ ضَيْماً وَ لَا يُبَالُونَ مَنْدَبَةً- إِنْ جِيدُوا لَمْ يَفْرَحُوا- وَ إِنْ قُحِطُوا لَمْ يَقْنَطُوا- جَمِيعٌ وَ هُمْ آحَادٌ وَ جِيرَةٌ وَ هُمْ أَبْعَادٌ- مُتَدَانُونَ لَا يَتَزَاوَرُونَ- وَ قَرِيبُونَ لَا يَتَقَارَبُونَ- حُلَمَاءُ قَدْ ذَهَبَتْ أَضْغَانُهُمْ- وَ جُهَلَاءُ قَدْ مَاتَتْ أَحْقَادُهُمْ- لَا يُخْشَى فَجْعُهُمْ- وَ لَا يُرْجَى دَفْعُهُمْ- اسْتَبْدَلُوا بِظَهْرِ الْأَرْضِ بَطْناً- وَ بِالسَّعَةِ ضِيقاً وَ بِالْأَهْلِ غُرْبَةً- وَ بِالنُّورِ ظُلْمَةًفَجَاءُوهَا كَمَا فَارَقُوهَا- حُفَاةً عُرَاةً قَدْ ظَعَنُوا عَنْهَا بِأَعْمَالِهِمْ- إِلَى الْحَيَاةِ الدَّائِمَةِ وَ الدَّارِ الْبَاقِيَة
1.خویشان و اقوام دیگر او را تنها می گذارند
امّا همين مردم را بر مركب چوبين (تابوت) سوار كرده و به سوى گورهايشان بردند، در حالى كه آنها را سواران نمى خوانند و در قبرهايشان فرود آوردند در حالى كه آنها را مهمانان نمى گويند، از تخته سنگها براى آنها گور ساختند، و از خاك، كفن براى آنها فراهم كردند
2.در قبر نیز جزتنگی، تاریکی ، غربت ، عریانی و اعمال بد خویش نصیبی ندارد
و از استخوانهاى خرد شده و پوسيده، همسايگانى براى آنها تعيين شد، ليكن همسايگانى كه سخن كسى را پاسخ نمى گويند، و ستمى را دفع نمى كنند، و به گريه و زارى كسى اعتنايى ندارند، اگر باران بر آنها باريده شود شاد نمى شوند، و اگر قحطى آنها را فرا گيرد، نوميد نمى گردند، اينها گرد همند ليكن تنهايند، همسايه اند ولى از همديگر دور، به هم نزديكند ليكن يكديگر را ديدار نمى كنند، خويشاوندند امّا اظهار خويشى ندارند، بردبارانى هستند كه كينه هايشان از ميان رفته، و نادانانى هستند كه كينه و حسدشان مرده است، از درد و اندوه آنها بيمى، و به كمك آنها اميدى نيست.
آنان به جاى زيستن در روى زمين اندرون آن را برگزيدند، و گشادگى جا را به تنگى، و همدمى با كسان خود را به غربت و دورى. و روشنى را به تاريكى بدل كردند، و به زمين همان گونه باز گشتند كه پيش از اين پا برهنه و عريان به آن در آمده بودند، و با كوله بار اعمال خود به سوى سراى ابدى كوچ كردند،
ه - جهنمیان در دوزخ
خطبه 83 حَتَّى إِذَا انْصَرَفَ الْمُشَيِّعُ وَ رَجَعَ الْمُتَفَجِّعُ- أُقْعِدَ فِي حُفْرَتِهِ نَجِيّاً لِبَهْتَةِ السُّؤَالِ وَ عَثْرَةِ الِامْتِحَانِ-
وَ أَعْظَمُ مَا هُنَالِكَ بَلِيَّةً نُزُولُ الْحَمِيمِ- وَ تَصْلِيَةُ الْجَحِيمِ وَ فَوْرَاتُ السَّعِيرِ- وَ سَوْرَاتُ الزَّفِيرِ لَا فَتْرَةٌ مُرِيحَةٌ-
وَ لَا دَعَةٌ مُزِيحَةٌ وَ لَا قُوَّةٌ حَاجِزَةٌ وَ لَا مَوْتَةٌ نَاجِزَةٌ وَ لَا سِنَةٌ مُسَلِّيَةٌ- بَيْنَ أَطْوَارِ الْمَوْتَاتِ وَ عَذَابِ السَّاعَاتِ- إِنَّا بِاللَّهِ عَائِذُونَ
1. همين كه تشييع كنندگان و مصيبت ديدگان از دفن فارغ و به خانه بازگشتند،
2. براى جواب دادن به سؤالات فرشتگان در حالى كه از وحشت و ترس حيرت زده است او را در قبر مى نشانند.
3. بزرگترين بليّه اى كه در آنجا بر او وارد مى شود، آب گرم، آتش سرخ و صداى شعله هاى فروزان جهنم است.
4. نه در آن عذاب تخفيفى، نه از آن رنج آسايشى، نه آن بار اندوه را قوت تحمّلى، و نه مرگ رهاننده اى نه يك لحظه
خواب آرام دهنده اى مى باشد
5. (گناه كار) همواره در ميان عذابهاى گوناگون مبتلا و گرفتار است ما براى رهايى از اين عذابها به خدا پناه مى بريم.»
- خطبه 109 أَمَّا أَهْلُ الْمَعْصِيَةِ- فَأَنْزَلَهُمْ شَرَّ دَارٍ وَ غَلَّ الْأَيْدِيَ إِلَى الْأَعْنَاقِ- وَ قَرَنَ النَّوَاصِيَ بِالْأَقْدَامِ- وَ أَلْبَسَهُمْ سَرَابِيلَ الْقَطِرَانِ- وَ مُقَطَّعَاتِ النِّيرَانِ- فِي عَذَابٍ قَدِ اشْتَدَّ حَرُّهُ- وَ بَابٍ قَدْ أُطْبِقَ عَلَى أَهْلِهِ- فِي نَارٍ لَهَا كَلَبٌ وَ لَجَبٌ- وَ لَهَبٌ سَاطِعٌ وَ قَصِيفٌ هَائِلٌ- لَا يَظْعَنُ مُقِيمُهَا- وَ لَا يُفَادَى أَسِيرُهَا- وَ لَا تُفْصَمُ كُبُولُهَا- لَا مُدَّةَ لِلدَّارِ فَتَفْنَى- وَ لَا أَجَلَ لِلْقَوْمِ فَيُقْضَى
1.امّا گنهكاران را در بدترين منزلگاه فرود مى آورد،
2. دستهاى آنها را با غلّ و زنجير به گردنهايشان مى بندد
3.و موى پيشانى آنها را به قدمهايشان متّصل مى گرداند،
4. و جامه هايى از قطران (روغنى است بسيار بدبو) و پاره هاى آتش بر آنها مى پوشاند،
5. در عذابى قرار مى گيرند كه گرمى آن بسيار شديد است،
6. و در جايى مى افتند كه درهاى آن بر روى آنها بسته است،
7. در آتشى مى سوزند كه جوشان و خروشان است، و شعله اش زبانه مى كشد، و خروشش سهمگين است،
8 . ساكنانش از آن جا كوچ نمى كنند،
9. و غلّهاى آن جدا نمى شود،
10.مدّتى براى آن خانه نيست تا بسر آيد،
11. و مرگى براى اين گروه نيست تا عذاب پايان يابد.»
- خطبه 147 وَ تَحُلُّ مَعَهُ الْقَارِعَةُ وَ النِّقْمَةُ و عذابهاى كوبنده و كيفرها به همراه آن فرا مى رسد.
ی- سرانجام جهنمیان
- خطبه 153 صفات الغافلين منها- : حَتَّى إِذَا كَشَفَ لَهُمْ عَنْ جَزَاءِ مَعْصِيَتِهِمْ- وَ اسْتَخْرَجَهُمْ مِنْ جَلَابِيبِ غَفْلَتِهِمُ- اسْتَقْبَلُوا مُدْبِراً وَ اسْتَدْبَرُوا مُقْبِلًا- فَلَمْ يَنْتَفِعُوا بِمَا أَدْرَكُوا مِنْ طَلِبَتِهِمْ- وَ لَا بِمَا قَضَوْا مِنْ وَطَرِهِمْ-
إِنِّي أُحَذِّرُكُمْ وَ نَفْسِي هَذِهِ الْمَنْزِلَةَ
1. تا اين كه خداوند كيفر گناهانشان را به آنها بنماياند،
2. و آنان را از پشت پرده هاى غفلت بيرون آورد،
3. در اين هنگام به آنچه پشت كرده بودند رو مى آورند،
4. و به آنچه رو آورده بودند پشت مى كنند،
5. از خواستهاى خود كه به آنها رسيدند سودى نبرند،
6. . و به آرزوهايى كه بر آنها دست يافتند بهره مند نشوند. من شما و خود را از اين موقعيّت بر حذر مى دارم .
نتیجه گیری :
دو عامل مهم و اساسی که سبب شده است ، عده ای در جهنم فیها خالدون شوند ، ترک نماز و دنیازدگی آنان است. زیرا ترک نماز و عبادت خداوند به تدریج انسان را از تنها حامی و نگهبانش جدا کرده و او را به شیطان نزدیک می کند تا جایی که او را در آغوش شبطان قرار داده و تمام اعمال و گفتارش برطبق برنامه ریزی شیطان صورت می گیرد.
دنیازدگی همان انتخاب دنیای نکوهیده است . دنیایی که برای رسیدن به آن دست به چنین اعمالی بزند:
- پیروی از هوا و هوس، به دنبال عیش و نوش و خوشیهای حرام رفتن، پیرو اندیشه های باطل بودن، مال حرام خوردن
- مخافت با حق، پیروی نکردن از خدا و امام خویش و از انجام این اعمال هیچ ابایی نداشته باشد ودر نهایت بی هیچ توشه ای از این دنیا کوچ می کنند.
در فرآن نیزمی خوانیم زمانی که از جهنمیان می پرسند چرا جهنمی شدند؟
- می گویند از نمازگزاران نبودیم
- شیطان ما را فریفت که شیطان از آنها بیزاری می جوید
- تعصب و پیروی از اجداد خود
دنیازدگی از چنان اهمیتی برخوردار است که امام علی علیه السلام زمانی که از ناکثین، قاسطین و مارقین صحبت می کند ، دنیا زدگی را مهمترین عامل چنین دشمنی هایی بیان می دارند. نمونه بسیار روشن دیگر، طلحه و زیبر هستند که از زمان پیامبر به اسلام خدمت می کردند با به حکومت رسیدن حضرت علی علیه السلام موضع جدیدی در مقابل حضرت گرفتند و خواستار سهمیه و مقام شدند تا جایی که بر سر همین دنیای نکوهیده با امام خویش جنگیدند با حق مخالفت کردند و سرانجام هر دو آنگونه که شایسته نبود از این دنیا کوچ کردند.
برچسب:
نویسنده: ترانه زمانی